استودیوی «۸-بیت» (8bit) در اجرای سکانسهای بازی، بسیار خلاقانه عمل کرده است. استفاده از زاویههای دوربین اغراقآمیز، افکتهای بصری شبیه به مانگا، و نمایش «ذهنیت» بازیکنان (که به صورت هیولاهای درونی یا الگوهای ریاضی نشان داده میشود)، به خوبی حس فشار و نبوغ فوتبالی را منتقل میکند. موسیقی متن انیمه نیز با فضای تنشزا و رقابتی آن همخوانی فوقالعادهای دارد. تاکید بیش از حد بر کارهای گروهی، در سطح جهانی شکست میخورد. این انیمه از طریق بازیهای «بتل رویالگونه»، به تماشاگر نشان میدهد که گاهی برای رسیدن به قله، باید خودخواه بود، ریسک کرد و دیگران را به عنوان ابزاری برای موفقیت خود دید. این نگاه روانشناختی به یک نقد از انیمه قفل ابی برام بنویس
انیمه «قفل آبی» (Blue Lock) بدون شک یکی از جریانسازترین آثار ورزشی در سالهای اخیر بوده است. این انیمه به جای تکیه بر کلیشههای رایج «کار تیمی» و «دوستی»، جسورانه به سراغ مفهوم «خودخواهی» و «فردگرایی» در ورزش فوتبال رفته است. در ادامه نقدی جامع بر این اثر میخوانید:
۱. سنتشکنی در ژانر ورزشی
بسیاری از انیمههای ورزشی (مانند هایکیو یا کاپیتان سوباسا) بر پایه مفاهیمی مثل «تلاش گروهی»، «دوستی» و «خاطرات مشترک» بنا شدهاند. قفل آبی دقیقاً نقطه مقابل این تفکر است. ایده اصلی داستان، جمعآوری ۳۰۰ مهاجم نوجوان در یک مرکز تمرینی ایزوله به نام «بلو لاک» است که تنها یک نفر از آنها میتواند به مهاجم اصلی تیم ملی ژاپن تبدیل شود. این محیط رقابتی، هیجان و تنش بسیار بالایی ایجاد میکند که تماشاگر را در هر قسمت میخکوب نگه میدارد
به نظرم خوبه نقدش