جستجوی پیشرفته
همه فیلم سریال
تا
تا
🏆
بهترین انیمه‌های تاریخ + نظرات کاربرا
رتبه‌بندی محبوب‌ترین انیمه‌ها به انتخاب مخاطب‌ها — ببین چی از قلم افتاده!
مشاهده رتبه‌بندی ←

ناین انیمه

جدول پخش هفتگی

  • شنبه
  • یکشنبه
  • دوشنبه
  • سه‌‌شنبه
  • چهارشنبه
  • پنج‌شنبه
  • جمعه

پیشنهاد کاتاکی

بروز شده ها مشاهده همه

جا نمونی از قسمتای جدید!💥

بروز شده ها

مشاهده همه

تمام شده ها

جدیدترین ها مشاهده همه

چینی

جدیدترین ها

مشاهده همه

سریال ها

جدیدترین ها

مشاهده همه

دوبله اختصاصی

جدیدترین ها

مشاهده همه

آخرین مقالات وبلاگ

مشاهده همه
default review image داستان انیمه خاطرات یک داروساز داستان راجب ی دختر هست که خیلی علم پزشکی رو دوست داره مخصوصا داروسازی چون از بچگی با عموش بزرگ شده کل گیاهای دارویی رو میشناسه ی روز که به مزرعه میره تا گیاهان رو جمع کنه چند مرد غریبه اون رو میدوزدن و به کاخ سلطنتی او رو به اونوان یک خدمتکار میفروشه اون یک سال قرار داد داشت بعد یک سال آزاد میشد اسم این دختر مائو مائو هست اون با خونسردی کار می‌کرد وقتی خبر اینو شنید که کل فرزندان امپراطور که به دنیا میان بعد از دنیا میرن امپراطور ۴ همنشین دارد وقتی دو همنشین دو بچه به دنیا می آورند فرزند یکی از همنشین ها که پسر بود می‌میرد و دختر یکی از همنیشین ها هنوز زنده بود مائو مائو نمیتوست بشینه و تماشا کنه پس تحقیق کرد و علت رو پیدا کرد علت رو بر روی ی تیکه پارچه نوشت و کنار کاخ همنشین گزاشت تا بفهمند وقتی می‌فهمند خوشبختانه بچه‌ی امپراطور سالم می ماند همنشین که می‌خواهد کسی که این لطف رو برایش کرده است پیدا کند که به خاجه می‌گوید و ازش می‌خواهد که این کسی رو که این لطف رو بهش کرده رو پیدا کند ارباب جینشی یعنی همون خاجه دست به کار می‌شود کل خدمت کار های اونجا بی سواد بودن و خاجه به راحتی مائو مائو رو پیدا میکنه و پیش همنشین میبره همنشین برای این کاری که کرده بهش میگه از این بع بعد تو خدمت کار من هستی مائو مائو خوشحال میشه و میگه با افتخار کار مائو مائو این بود که غذا ها رو بچشه و مطمئن بشن که زهری در غذا نیست مائو مائو کارش رو به بهترین شکل انجام میده و میگه که من از بچه گی کلی زهر رو به بدنم عادت دادم اگه زهری در کار باشه و من بخرم هیچ چیزیم نمیشه و کلی ماجرا های دیگه مطمئنم که خوشت میاد من که عاشقش شدم لطفا اگه انیمه رو دوس داشتید رائ بدید ممنون

مائو مائو

داستان انیمه خاطرات یک داروساز داستان راجب ی دختر هست که خیلی علم پزشکی رو دوست داره مخصوصا داروسازی چون از بچگی با عموش...

default review image این انیمه در باره ی جاسوس به نام توایلایت هست اون خیلی مهار هست ی عملیات بهش دادن که خیلی مهم بود باید ی خانواده ی الکی تشکیل می‌داد تا بتونه این عملیات رو به موفقیت برسونه اون به پرورشگاه میره و میگه دختری میخوام که سوات داشته باشه دختری رو بهش معرفی میکنن به نام آنیا _ آنیا ی قدرتی داره که بهش گفتن هیچ وقت اون قدرت رو فاش نکنه قدرت ذهن خوانی داره وقتی توایلایت رو میبینه زهنش رو میخونه و میفهمه که جاسوس هست ولی با اینکه میفهمه باهاش به خونه میره خیلی هیجان داره و میپرسه مادر کجاست و توایلایت بهش حق میده و دنبال ی فرد کار بلد میگرده وقتی توایلایت و آنیا به سوپر مارکت میرن ی زن زیبا رو میبینن که وقتی توایلایت به اون نگاه میکنه زن سریع میفهمه و میگه چرا نگاه میکنی آنیا میگه من دوست دارم مادرم بشی توایلایت خودش رو معرفی میکنه و میگه من ی دکتر روان شناس هستم زن اسمش یور هست اون شغل اصلیش ی قاتل هست و آنیا وقتی ذهن یور هم میخونه میفهمه که ی قاتل هست توایلایت میگه من ی زن داشتم که به رحمت خدا رفته و این دخترم هست ببخشید دیگه بچه هست دیگه حتما ببین انیمه عالی هست من که عاشقش شدم لطفا به نقدم رائ بدید و انیمه رو ببینین مطمئنم عاشقش میشید

عملیات

این انیمه در باره ی جاسوس به نام توایلایت هست اون خیلی مهار هست ی عملیات بهش دادن که خیلی مهم بود باید ی خانواده ی الکی ...

default review image این انیمه خیلی زیبا هست و ارزش دیدن رو داره داستان از این قراره که ی آیدل زیبا و معروف هست داخل فیلم که اسمش هوشینو آی هست اون در سن ۱۶ سالگی صاحب دوقلو میشه و این ماجرا رو از همه پنهان کرده بود و نمی‌خواست طرفدار ها ازش بویی ببرن جالب اونجاست که این بچه ها تناسخ پیدا کرده بودن و همو در زندگی قبلی میشناختن ی دختر سرطانی که دم مرگ بود و ی دکتر که دکتر دختر سرطانی بود دختر آی رو خیلی دوست داشت و خوشبختانه بعد مرگش به دختر آی تناسخ پیدا کرد و دکتر هم بعد مرگش به پسر آی تناسخ پیدا کرد بچه ها وقتی به دنیا امدن زندگی قبلیشون رو یادشون بود اما همو نمی‌شناختن و میتونستن حرف بزنن با اینکه بچه بودن شاید بپرسید پدر این بچه ها کجاست او یهو غیبش میزنه و برنمیگرده آی اسم دخترش رو روبی و اسم پسرش رو اکوا میزاره وقتی کمی بزرگتر میشن ی روز زنگ در خونه آی به صدا در میاد وقتی آی در رو باز میکنه ی مرد غریبه با ی دسته گل رو میبینه آی با لبخند بهش میگه کاری دارید یهو ی چاقو داخل شکم آی فرو میشه و مرد فرار میکنه بعد آی روی زمین میوفته وقتی اکوا میره ببینم مادرش کجاست سحنه رو میبینه سریع به بغل مادرش میره آی میگه مراقب خواهرت باش امیدوارم تو ی بازیگر معروف و روبی هم ی آیدل مثل خودم تا جای من رو پر کنه بعد از دنیا میره خیلی غم انگیزه وقتی ی شخصیت زیبای داستان میمیره خوشبختانه بعد روبی با تلاش جای مادرش رو پر میکنه و اکوا هم به دنبال کسی میره که مادرش رو کشته و کلی ماجرا های زیبای دیگه حتما ببین اگه از نقدم و انیمه خوشت امد حتما رائ بده من الان فصل ۳ رو تموم کردم و منتظر فصل ۴ هستم که به زودی میاد

تلاش

این انیمه خیلی زیبا هست و ارزش دیدن رو داره داستان از این قراره که ی آیدل زیبا و معروف هست داخل فیلم که اسمش هوشینو آی ه...

default review image «مانستر» با به تصویر کشیدن بخش‌هایی از زندگی دکتر کنزو تنما، یک جراح مغز و اعصاب فوق‌العاده و جوان شروع می‌شود؛ پزشکی بسیار موفق و آینده‌دار که به‌تازگی با دختر ثروتمند رئیس بیمارستان محل کار خود هم نامزد کرده است. زندگی او مدام به سمت پیشرفت‌های بیشتر می‌رود و همه باور کرده‌اند که تنما فاصله‌ای تا تبدیل شدن به رئیس بخش جراحی و شاید حتی رئیس کل بیمارستان ندارد. اما آدم‌های پیرامون او بسیار بی‌اخلاق و به فکر منافع خود هستند. مخصوصا رئیس بیمارستان که همواره مشغول سودجویی از توانایی‌های این جوان ساکت است و او را مجبور به انجام کارهایی متفاوت می‌کند؛ کارهایی از جنس بی‌توجهی به مردم عادی و در اولویت گذاشتن بیمارهایی که جایگاه اجتماعی والایی دارند.

مان

«مانستر» با به تصویر کشیدن بخش‌هایی از زندگی دکتر کنزو تنما، یک جراح مغز و اعصاب فوق‌العاده و جوان شروع می‌شود؛ پزشکی بس...