

نقد انیمه ناروتو (Naruto 2002)
بگذارید روراست باشم – ناروتو برای من فقط یک انیمه نیست، خاطرهست. اولین انیمهای بود که فهمیدم به آن «انیمه» میگویند، نه کارتون . اما عشق قدیمی به این معنی نیست که چشم روی مشکلاتش ببندم.
نقاط قوت؛ جایی که ناروتو میدرخشد
قلب تپنده ناروتو، شخصیتپردازیاش است. ناروتو اوزوماکی از یک بچه تنها و پر سر و صدا که همه او را طرد میکردند، به قهرمانی تبدیل میشود که رشدش کاملاً باورپذیر و ملموس است . ساسکه به عنوان نقطه مقابل تاریک او، و کاکاشی به عنوان مربی اسرارآمیز و دلسوز، مثلثی ساختهاند که هر صحنه را جذاب میکند .
اما چیزی که ناروتو را واقعاً خاص میکند، شخصیتهای فرعیاش هستند. راک لی در مبارزه با گارا، نجاتیابی که از هیچ جوتسویی بهره نمیبرد اما با اراده آهنینش همه را مات و مبهوت میکند، هنوز هم یکی از بهیادماندنیترین لحظات تاریخ انیمه است . قوس «سرزمین امواج» با معرفی زابوزا و هاکو، نشان داد این انیمه حرفهای عمیقتری درباره وفاداری، فداکاری و معنای واقعی «ابزار بودن» دارد .
اما بیایید از نقاط ضعف هم حرف بزنیم
اولین و بزرگترین مشکل: زنها. frankly، نویسندگان ناروتو بلد نبودند با کاراکترهای زن چه کنند. ساکورا در بیشتر قسمتهای اولیه فقط «دوشیزه در مضیقه» است که یا عشق ساسکه را میخواند یا پشت سر ناروتو گریه میکند . تنتن از تیم گای عملاً وجود خارجی ندارد . تنها استثناهای قابل قبول هیناتا و تماری هستند – و این خیلی کم است برای مجموعهای با این همه پتانسیل .
بعد برسیم به مشکل مهلک دوم: فلرها. انیمه 2000های استودیو پیرو، رسم عجیبی داشتند – وقتی از مانگا جلو میزدند، به جای توقف، چند ماه فلر غیرمرتبط پخش میکردند. ناروتو در این زمینه بدنام است. بعد از قوس «بازیابی ساسکه»، دو سال فلر آمد که هر بینندهای را دیوانه میکند . بله، بعضی فلرها سرگرمکنندهاند، اما بیشترشان فقط وقتتلفی محض هستند.
مشکل سوم: شخصیتهای فرعی که رها شدند. همان راک لی که مبارزهاش با گارا حماسه بود، در شیپودن به حاشیه رانده شد . نینجی، نئجی و بسیاری دیگر به پسزمینه رفتند. حس میشود نویسنده بعد از مدتی فقط روی ناروتو و ساسکه تمرکز کرد و بقیه را فراموش کرد .
مشکل دیگر: کندی ریتم. حتی داستان اصلی هم گاهی آنقدر فلشبک تکراری و دیالوگهای طولانی دارد که حس میکنی پنج قسمت هیچ اتفاقی نیفتاده .
جمعبندی
ناروتو یک شاهکار ناقص است. در بهترین لحظاتش، چنان احساسات صادقانه و مبارزهجویانهای دارد که کمتر انیمهای میتواند تکرارش کند. مبارزاتش نفسگیر است، موسیقیاش نوستالژیک محض، و سفر ناروتو از یک بچه منفور به قهرمان روستا، هنوز هم تکاندهنده است . اما مشکلاتش در نوشتن شخصیتهای زن، فلرهای بینهایت و رها کردن کاراکترهای دوستداشتنی، قابل انکار نیستند.
نمره من: ۷/۱۰. ببینیدش، اما یک راهنما برای رد کردن فلرها کنار دستتان باشد.
دیدگاه های کاربران
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند