

نقد انیمه Sanda (اثر پارو ایتاگاکی)
از همان قسمت اول، انیمه Sanda مرا با ایدهی عجیبش غافلگیر کرد: پسری که با خونآلود شدن به بابانوئل تبدیل میشود. اما هرچه جلوتر رفتم، فهمیدم این ظاهر آشفته فقط پوستهای برای داستانی عمیقتر درباره بلوغ اجباری و کنترل اجتماعی است.
نقطه قوت اصلی اثر، لایههای معناییاش است. ایتاگاکی مثل Beastars، جامعهای ساخته که ظاهراً کودکان را «گنج ملی» میداند اما در عمل آنها را در قفس شیشهای حبس میکند. صحنهای که دانشآموزان مجبور به خوردن داروی ضدخواب میشوند یا به آنها القا میکنند بوسیدن باعث پوسیدگی دندان میشود، نقدی تند به سرکوب طبیعیترین مراحل رشد انسانی است. آنتاگونیست داستان، مدیر ۹۲ سالهای که با جراحی پلاستیک خود را جوان نشان میدهد، نمادی از ترس بیمارگونه جامعه از پیری و مرگ است.
از نظر بصری، استودیو Science Saru شاهکار کرده. آنیمیشن کیفیت سینمایی دارد و دیزاین شخصیتها بهقدری اکسپرسیو است که هر قاب حرف میزند. اما همهچیز عالی نیست. شروع داستان به شدت آشفته و کند است. چند قسمت اول آنقدر روی قوانین عجیب قدرت بابانوئل تمرکز میکند که مخاطب تازهوارد خسته میشود. شخصیتها هم در ابتدا غیرقابلدوستداشتن هستند؛ شیوری آنقدر وسواسی و خشونتطلب است که نمیتوان با او همذاتپنداری کرد. و بدتر از همه، فصل اول بدون هیچ نتیجهگیری مشخصی تمام میشود و فقط حس «نیمهکاره بودن» را به بیننده منتقل میکند.
در نهایت، Sanda تجربهای خاص و سختپسند است. اگر از آثار نمادین و لایهدار مثل Sonny Boy لذت میبرید، حتماً ببینید. اما اگر دنبال ریتم تند و سرگرمی ساده هستید، این انیمه احتمالاً شما را پس میزند.
دیدگاه های کاربران
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند