

بعداز یک دهه ماجراجویی و شکست دادن پادشاه شیاطین، گروه قهرمانان شامل فریرن (یک الف جادوگر)، هیمل قهرمان (انسانی مبارز)، آیزن (یک دورف جنگجو) و هایتر (کشیشی دائمالخمر) پیروزمندانه به پایتخت سلطنتی بازگشتهاند. نتیجهی این ماجراجویی ده ساله بازگشت صلح و آرامش به جهان است. با اینحال دورانی را که فریرن با این گروه گذرانده تنها بخش کوچکی از عمر طولانیمدت و جاودانهمانند او به عنوان یک اِلف است. پس فریرن با جدایی از گروه قهرمانان قول میدهد که پنجاه سال بعد دوباره آنها را ملاقات کند و سفرش را بهتنهایی برای کشف طلسمها و جادوهای مختلف ادامه میدهد. حس متفاوت فریرن از سرعت گذر عمر باعث شده است تا احساس پررنگی نسبتبه تجربیاتی که با دوستانش پشتسر گذاشته نداشته باشد. اما انگیزهی تغییر در دنیای ذهنی فریرن درست نیم قرن بعداز شکست دادن پادشاه شیاطین و در دیدار دوباره با همراهان سابقش، که حالا سالخورده شدهاند، شروع به شکلگرفتن میکند و داستانپردازی انیمه فریرن تازه از اینجا آغاز میشود.هر سال انیمههای پرتعدادی پخش میشود اما همیشه تعداد کمی مثل انیمه فریرن وجود دارند که راه خود را برای ماندگار شدن، از دیگران جدا میکنند. فریرن در نگاه دقیقتر، جدای از نقشآفرینی قهرمان داستان خود، در میان هجوم سریالی انیمههای مختلفی که به هر بهایی ساخته میشوند هم یک ناجی است. حتی با اکتفا به همین فصل اول، این ادعایی است که به ثمر نشسته و فقط باید در مورد چگونگی آن بحث کرد. درست مثل سیر جالبتوجه داستان که تازه بعداز شکست دادن بزرگترین دشمن دنیای فانتزیاش به آن پرداخته میشود، ما هم با واقعیتی مواجه هستیم که باید مسیر عبور از آن را توضیح و به یک شرایط پسا-رستگاری بسط دهیم.
دیدگاه های کاربران
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند