نکتهای که کمتر درباره The Barbarian’s Bride به آن توجه میشود این است که داستان در اصل درباره عشق نیست؛ درباره «تغییر نگاه» است.
در بیشتر آثار عاشقانه، شخصیتها بهدلیل جذابیت، سرنوشت یا اتفاقات احساسی به یکدیگر نزدیک میشوند. اما اینجا مهمترین مانع میان دو شخصیت، نه فاصله جغرافیایی است و نه دشمنان بیرونی؛ بلکه تصویری است که سالها از یکدیگر در ذهن داشتهاند. شاهدخت از کودکی آموخته که بربرها وحشی و بیرحماند و پادشاه بربرها نیز با مردمی روبهرو بوده که همیشه او و قبیلهاش را تحقیر کردهاند.
زیبایی اثر در این است که هیچکدام ناگهان تغییر نمیکنند. اعتماد در این داستان یک جایزه نیست؛ چیزی است که باید بهآرامی ساخته شود. هر گفتوگو، هر سوءتفاهم و هر لحظه سکوت، آجر کوچکی در ساختن این اعتماد است. به همین دلیل، حتی صحنههای ساده روزمره گاهی تأثیرگذارتر از نبردها و لحظات پرهیجان به نظر میرسند.
شاید بزرگترین موفقیت انیمه این باشد که مخاطب را نیز مانند شخصیت اصلی فریب میدهد. در ابتدا تو هم مانند شاهدخت، بربرها را از دور قضاوت میکنی؛ اما هرچه داستان جلوتر میرود، متوجه میشوی «وحشیترین چیز در داستان، خودِ پیشداوریها هستند، نه آدمها.»
این همان ایدهای است که باعث میشود اثر فراتر از یک عاشقانه فانتزی معمولی قرار بگیرد و در ذهن مخاطب ماندگار شود.
دیدگاه های کاربران
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند