

روزی روزگاری یک آدم کش در سرزمین ژاپن در کشور کیوتو زندگی می کرد که اسمش ریا آسوکی بود دشمنانش اون رو به اسم کشتاکش می شناختن آن را در سال های اخیر زیاد ندیده اند و معلوم نیست کجاست
تیتراژ
نام ریا آسوکی اسم رمز کشتاکش
اخبار : بعضی ها می گویند کشتاکش به قتل رسیده و بعضی ها می گویند فرار کرده
پدر زیرو: معلومه که اون دختر کشته شده ههه
مادر زیرو : بنظر من فرار کرده و یه زندگی جدید رو شروع کرده
پدر زیرو :چی داری می گی زن اون کشته شده ساعت چنده زیرو واسه مدرسه دیر نکرده
مادر زیرو : زیروووووووو مدرسه ات در شددددددد زود باش
اسم زیرو انزوکی یک پسر معمولی
زیرو : باشه مامانننن یک دقیقه دیگه پایینم
مامان زیرو : زیرو غذات یادت نره باشه مامان
پدر زیرو : پسرم بزار من می رسونمت
زیرو : نه پدر ممنون یادته که دفعه آخری که منو بردی مدرسه چه اتفاقی افتاد ماشینت تصادف کرد
پدر زیرو : یادم ننداز
زیرو : خدافظ مامان خدافظ پدر
معلم : بچه ها امروز یه دانش آموز جدید داریم
کشتاکش : سلام اسم من روسی چاک من تازه از توکیو اومدم
..کشتاکش داره دروغ می گه
بغل دستی زیرو : زیرو آنقدر به روسی زل نزن عیب
زیرو : اه ببخشید بغل دستی زیرو : تو عاشقش شدی
زیرو با خجالت داره می گه : چی داری می گی سیترو
معلم : بچه ها ساکتت
پایان قسمت اول
امیدوارم خوشتون اومده باشه
دیدگاه های کاربران
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند