

نقد جوجوتسو کایزن (Jujutsu Kaisen)
بیایید صادقانه صحبت کنیم – جوجوتسو کایزن تبدیل به یکی از قطبیکنندهترین انیمههای نسل جدید شده است. عدهای آن را شاهکار مینامند، عدهای معتقدند بیش از حد هایپ دارد. راستش، هر دو طرف تا حدودی حق دارند.
نقاط قوت؛ جایی که جوجوتسو میدرخشد
انیمیشن و کارگردانی در سطح نوآر: اگر یک چیز باشد که هیچکس نمیتواند انکار کند، کیفیت بصری این اثر است. استودیو مپا با نبردهای سینمایی و طراحی صحنههای نفسگیر، استاندارد جدیدی تعریف کرده . نبرد نوبارا و یوجی با برادران مرگاندود (Death Paintings) از نظر تکنیکال و احساسی، یکی از بهترین سکانسهای سالهای اخیر بود .
خشونت بیپرده و جسارت در کشتن شخصیتها: جوجوتسو کایزن برخلاف بسیاری از شوننهای همنسلش، از کشتن شخصیتهای محبوب هراسی ندارد. نانامی در اوج محبوبیتاش کشته شد، و همین جسارت باعث میشود هیچ شخصیتی احساس امنیت نکند . این حس «هیچکس در امان نیست» به شدت به فضای تاریک سریال کمک میکند.
ویلنهای به یادماندنی: سوکونا صرفاً یک آنتاگونیست قدرتمند نیست – او از ته قلب از یوجی متنفر است . این تنفر شخصی، او را از ویلنهای یکبعدی متمایز میکند. توجی هم با فقط چند قسمت حضور، به یکی از بهیادماندنیترین شخصیتها تبدیل شد.
شخصیتهای زن متفاوت (نسبتاً): برخلاف ناروتو که شخصیتهای زنش اغلب به حاشیه رانده میشدند، ماکی ذناین با قدرت و پشتکارش یکی از بهترین نمونههای شخصیت زن قوی در شونن است . نوبارا هم در نبردهایش ثابت کرد که به همان اندازه پسرها سرسخت است .
اما بیایید از مشکلات بگوییم – و کم نیستند
نقطه ضعف اول و بزرگ: شخصیتهای زن رها شده – بله، این همان تناقض بزرگ است. جوجوتسو در ابتدا تحسین میشد برای پرداخت خوب زنان، اما هرچه داستان جلو رفت، همه حاشیهنشین شدند. نوبارا پس از نبرد با ماهیتو به کوما میرود و تا اواخر داستان تقریباً وجود خارجی ندارد . یوکی تسوکومو که باید یکی از قدرتمندترینها باشد، در اولین نبرد جدیاش به شکلی یکطرفه میمیرد . مکی استثناست نه قاعده – و حتی داستان او هم در مقایسه با شخصیتهای مرد، کوتاه و فشرده است.
نقطه ضعف دوم: شخصیتهایی که به وعدههایشان عمل نمیکنند – این برای من آزاردهندهترین بخش بود. مگومی فوشیگورو یکی از بهترین ستاپهای داستان را دارد: تکنیک ده سایه که میتواند با گوجو برابری کند، علاقه عجیب سوکونا به او، و رابطه پیچیده با پدرش توجی. اما هیچکدام از این وعدهها عملی نمیشود . مگومی در تمام طول داستان تقریباً همان شخصیت ابتدایی میماند، هیچ تحول عمیقی نمیبیند، و حتی تمام شدن داستانش به دست یوجی رقم میخورد – نه خودش. کسانی که مانگا را خواندهاند میدانند که تا پایان هم این مشکل حل نمیشود.
نقطه ضعف سوم: پیچیدگیهای بیفایده در سیستم قدرت – نفرین انرژی در ابتدا ابزاری برای نقد اجتماعی و پرداخت شخصیت بود، اما به مرور به یک plot device ساده تبدیل شد . شش چشم گوجو مدام به عنوان دلیل قدرتش معرفی میشود، اما هیچوقت واقعاً نمیبینیم چه کار خاصی انجام میدهد – فقط به ما گفته میشود «چون شش چشم دارد قوی است» .
مشکل بزرگ بعدی: آرک Culling Game
اگر فکر میکنید بخشهای ابتدایی جوجوتسو عالی بودند، باید بگویم که مانگا در آرک «بازی حذفی» (Culling Game) دچار مشکلات ساختاری جدی میشود که انیمه هم به سختی میتواند آن را نجات دهد .
ریتم آشفته و طولانی بیمورد: این آرک ۶۳ فصل است – بلندترین آرک جوجوتسو – اما حس میشود ۶۳ فصل مقدمه برای آرک نهایی است، نه یک آرک مستقل با جان و روح خودش . هر بار که هیجانی ساخته میشود، داستان به سراغ کلونی دیگری میرود و تورم را میکشد.
قوانین پیچیده و خستهکننده: معرفی قوانین بازی حذفی آنقدر پیچیده و خشک است که برخی منتقدان آن را با «جلسات کاری پر از اسلایدهای بیروح» مقایسه کردهاند . در قسمت سوم فصل سوم انیمه (که این قوانین توضیح داده میشود)، حس میکنی داری صورت وضعیت مالی میخوانی، نه داستان.
بازیگران جدید بینتیجه: آرک کاراکترهای جدید زیادی معرفی میکند که بسیاری از آنها یا تکنیکهای گیجکننده دارند یا در نهایت بیاهمیت میشوند . حکاری مثلاً که نبرد مهمی در این آرک دارد، در آرک نهایی نبردش با اورائمه تقریباً کاملاً آفاسکرین میشود.
نقد نهایی
جوجوتسو کایزن یک انیمه با اوجهای بینظیر و فرودهای ناامیدکننده است. انیمیشن، کارگردانی، نبردها و ویلنهایش در سطح نخبگان قرار دارند. اما وعدههایی که به شخصیتهایش میدهد (نوبارا، مگومی، یوکی) را هرگز عملی نمیکند، در قوسهای میانی دچار افت ریتم و پیچیدگیهای بیفایده میشود، و سیستم قدرتش بیش از حد مبهم و استفادهشده به عنوان حربه داستانی است.
نمره من: ۷/۱۰
اگر به دنبال تجربهای بصری نفسگیر و نبردهای نفسبر هستید، جوجوتسو ارزش وقت گذاشتن دارد. اما اگر برایتان شخصیتپردازی عمیق و داستانی با پایانبندی رضایتبخش اولویت دارد، احتمالاً از مانگای آن (به خصوص آرک پایانی) ناامید خواهید شد. توصیه میکنم حداقل تا آرک Shibuya را ببینید – آن بخش واقعاً شاهکار است. بقیهاش را خودتان تصمیم بگیرید.
دیدگاه های کاربران
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند