بلک کلاور یا شبدر سیاه نوشته شده به قلم یوکی تاباتا.
روایت زندگی دو یتیم که در کلیسایی به سرپرستی گرفته شدند. آستای بی جادو و یونوی نابغه رقابت و رفاقت ،گاهی نفرت و حسادت و گاهی اعتماد و اتحاد . یادآور چه چیز است؟؟ بله ، ناروتو.
دقیقا یاد آور پتانسیل تلاش و پتانسیل استعداد است ، اگر با دیدن ناروتو و پایانش تحت تاثیر قرار گرفتید. بلک کلاور همچنان ادامه دارد.
شبدر سیاه دقیقا روایتی همچون ناروتو است آستا بی استعداد اما پر تلاش است . سبک و سر و دارای رازی پنهان که مربوط به بخش تاریک داستان است.
حتی کلیشه عاشقانه این دو اثر مانند یکدیگر است. آستا به دختری علاقه دارد که همیشه به علت اعتراف های نافرجام عاشقانه توسطش تخریب عاطفی ، جسمی و روانی میشود.
حتی نوع شخصیت پردازی نیز دقیقا یکسان است. یونو مغرور و جدی و آستا احمق و دوست داشتنی. هدف ناروتو رسیدن به مقام هوکاگه بود و هدف آستا نیز رسیدن به مقام پادشاه جادو و شباهت های بیشتری از این قبیل. اما چیزی که حائز اهمیت است این است که تا این سطح از شباهت آیا داستانی تکراری است؟
پاسخ این است : بله.
جزئیات متفاوت هستند اما کلیات داستان و کلیشه ها همگی تکرار میشوند ، گرچه شاید روند کلیشه ای و شباهت ها بسیار نزدیک باشند اما دو داستان کاملا متفاوت هستند.
در نتیجه اگر به دنبال زنده کردن احساساتی هستید که با ناروتو تجربه کردید شبدر سیاه دقیقا مانند تناسخ ناروتو در نسل جدید است. پیچش داستانی شخصیت پردازی ، کلیشه ها روند پیشرفت روابط و…
همگی دقیقا حس و حالی را القا میکنند که ناروتو القا میکرد.
البته شبدر سیاه موقعیت استثنایی ای نیز دارد ، ناروتو با ادامه خود به عنوان بوروتو عظمت خود را نابود کرد . اما شبدر سیاه میتواند از ناروتو عبرت بیاموزد و اشتباه ناروتو را تکرار نکند.
شاید در نگاه اول کپی بی ارزشی از ناروتو باشد یا حتی انیمه ای متفاوت اما در حقیقت داستانی عمیق است که همانند ناروتو است و حتی پتانسیل بیشتری نسبت به ناروتو دارد.
شبدر سیاه میتواند جایگزین افسانه ای همچون ناروتو باشد که نسل جدیدش(بوروتو) آن را نابود کرد. همچنین در شبدر سیاه دیده میشود اشتباه هایی که ناروتو مرتکب شده بود بطور کاملا رضایت بخشی بهبود یافته اند بطور مثال روابط عاشقانه همانطور که در انتظار پیشرفت نهایی خود هستند تا پایان داستان ادامه میابند ، اما شخصیت های اصلی کاملا به احساسات یکدیگر اشراف دارند و حماقت شخصیت اصلی بیش از حد زننده نیست. یا اینکه هردو شخصیت اصلی به پایانی دوست داشتنی و در خور میرسند. گرچه اثری همچون ناروتو امتیاز ویژه ای به نام نوستالژی دارد که باعث تعصبات میشود و مخاطب با خود میگوید شاید شبیه باشند اما ناروتو همچنان پخته تر است، بله ناروتو داستان عمیق تری دارد اما این به معنای برتری نیست و صرفا یکی از ویژگی های مثبت این اثر است.
پس اگر نوستالژی ناروتو و تعصبات حاصل از آن را در نظر نگیریم ، شبدر سیاه شاهکاری است که میتواند هم تراز یا حتی بهتر از ناروتو باشد ، اگر به درستی ادامه پیدا کند.
خالی از لطف نیست که هر اثری تناسخی این چنین داشته باشد تا احساسات و خاطرات بیننده را با داستانی نو زنده سازد. این همان آرزوی دیرین همگی ما است که با هربار دیدن ناخودآگاه امید داریم اینبار داستان کمی متفاوت پیش برود تا مجدد مانند بار اول به وجد آییم.
درکمال احترام تقدیم به تمام مخاطبین و نویسندگان این دو اثر.
دیدگاه های کاربران
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند