

داستان های فرعی به خوبی ساخته شده اند و هیچکدام داستانی ساده و معمولی نیستند. همشان با آنچه که مخاطب ممکن است فکر کند متفاوت هستند. پایان بندی انیمه هم قابل قبول بود. یک پایان خوب اما غیرقابل پیشبینی. مخاطب این پایان را از پایان ناگهانی بیشتر می پسندد.
قاضی ها گاهی اوقات قضاوت عادلانه ای نمی کنند و ممکن است اشتباه کنند. رئیس قضات بر این عقیده است که درک احساسات انسانی توسط قاضی ها می تواند در قضاوت انسان ها کمک شایانی باشد. به همین دلیل دختر داستان را که حتی اسمش را هم یادش نیست (چیوکی)، دستیار کسی می کند که خواهان درک احساسات انسانی است. اما ماندن در این مکان برای انسان ها محدودیت دارد. پس بالاخره دختر باید قضاوت شود و این اتفاق نیز رخ می دهد. دختر تغییر اساسی در درون دکیم (همان قاضی که دستیارش شده) ایجاد می کند و تناسخ می یابد.
انیمه رژه مرگ یکی دیگر از آثاری است که حول محور تناسخ می گردد و شیوه جدیدی برای آن ارائه می دهد. این یک شیوه معمول در سینمای ژاپن است. برای موضوعات مختلفی که کم تر کسی از آن با خبر است، شیوه های تخیلی خود را می سازند. یکی از این موضوعات تناسخ روح است. از آن جهت که شرقی ها و یهودیان به تناسخ اعتقاد دارند و پس از تناسخ روح کسی به جسم سابق خود باز نمی گردد، کسی هم نمی تواند از شیوه تناسخ یافتن روح سخن به میان آورد. پس این سوژه ای برای خیال پردازی نویسندگان است.
دیدگاه های کاربران
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند