

آکوا پس از مرگ مادرش ( آی ) عضاب و وژدان زیادی گرفت و دیگر لبخندی نزد (چون او شاهد اصلی مرگ مادرش بود و نتوانست او را نجات دهد ) پس از چند ماه آکوا گوشی قدیمی آی را پیدا میکند و سعی میکند آن را باز کند تا بتواند شماره کسی که آی باهاش ارتباط داشته است را پیدا کند ( چون باور دارد که قاتل ای نمرده است ) و او چند سال تلاش میکند تا قفل گوشی آی را باز کند و موفق میشود . او متوجه میشود که فقط یک شماره ناشناص در گوشی آی است و متوجه میشود آن شماره مال پدرش است که انها را تنها گذاشته بوده است. او تصمیم میگیرد از هزاران نفر DNA بگیرد و آنها را آزمایش کند تا پدرش را پیدا کند و انتقام بگیرد . اما روبی ( دختر آی ) او دارد تلاش میکند که خوب درس بخواند و همین طور آرزو دارد مثل مادرش یک آیدل معروف شود . او مثل آکوا اینقدر غمگین و تنها نیست و شاد است اما آکوا دنبال قاتل و انتقام است
امتیاز داده است
لطفا کسی که امتیاز نظر بدهد تا جبران کنم
خیلی ممنون از کسی که حمایت کرده خیلی خیلی ممنون