سولو لولینگ؛ داستانی که بیشتر از «قدرت» درباره «تنهایی» است
بیشتر نقدهای سولو لولینگ روی اکشن، قدرتهای جینوو و سیستم لول آپ تمرکز میکنند. اما اگر از زاویهای دیگر نگاه کنیم، شاید سولو لولینگ در اصل داستان یک قهرمان تنها باشد.
در ابتدای داستان، جینوو ضعیفترین شکارچی است و دیگران او را جدی نمیگیرند. وقتی قدرت به دست میآورد، انتظار داریم این قدرت او را به مردم نزدیکتر کند؛ اما دقیقاً برعکس اتفاق میافتد. هرچه قویتر میشود، از دیگران دورتر میشود. دوستانش دیگر نمیتوانند کنارش بجنگند، دشمنانش او را درک نمیکنند و حتی نزدیکترین افراد زندگیاش نیز از دنیایی که در آن قرار گرفته فاصله دارند.
نکته جالب اینجاست که ارتش سایههای جینوو نمادی از همین تنهایی هستند. او هزاران سرباز وفادار دارد، اما هیچکدام واقعاً دوست او نیستند. آنها فرمانبردارند، نه همصحبت. هرچه ارتش او بزرگتر میشود، تنهاییاش نیز بیشتر به چشم میآید.
از طرف دیگر، سولو لولینگ برخلاف بسیاری از آثار شونن، کمتر روی همکاری گروهی تأکید میکند. در آثاری مثل Naruto یا One Piece قهرمان بدون دوستانش کامل نیست. اما در Solo Leveling تقریباً همه چیز حول یک نفر میچرخد. این موضوع هم نقطه قوت اثر است و هم نقطه ضعف آن.
نقطه قوت، چون حس «افسانه شدن» جینوو را بهخوبی منتقل میکند. مخاطب واقعاً احساس میکند با موجودی فراتر از انسان روبهرو است.
نقطه ضعف، چون به مرور تنش داستان کاهش پیدا میکند. وقتی تقریباً هیچکس توان مقابله با قهرمان را ندارد، خطر واقعی هم کمتر احساس میشود. داستان به جای اینکه سؤال «آیا جینوو برنده میشود؟» را مطرح کند، بیشتر میپرسد «این بار چقدر راحت برنده میشود؟»
در نهایت، سولو لولینگ را میتوان یک فانتزی قدرتطلبانه دانست که آرزوی بسیاری از مخاطبان را برآورده میکند: ضعیفترین فرد بودن و تبدیل شدن به قویترین شخص دنیا. اما زیر این ظاهر پر زرق و برق، داستانی وجود دارد که نشان میدهد رسیدن به قله همیشه به معنای خوشبختی نیست؛ چون روی قله معمولاً جای زیادی برای دیگران وجود ندارد.
این نگاه باعث میشود سولو لولینگ کمتر یک داستان درباره قدرت و بیشتر یک داستان درباره بهای قدرت به نظر برسد.
دیدگاه های کاربران
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند