در میان انبوه انیمههای آیزکای، انیمه “آغاز پس از پایان” (The Beginning After the End) به نمونهای کلاسیک از تضاد میان پتانسیل بینظیر و اجرای فاجعهبار تبدیل شده است. اثری که منبع اصلی آن (مانهوا و لایت ناول) در زمره محبوبترینهای ژانر خود قرار دارد، در اقتباس انیمه چنان افتضاح از آب درآمد که خشم طرفداران را برانگیخت و به “سلاخیشدهترین” انیمه سال بدل شد . نقد این اثر نه از سر دشمنی با داستان اصلی، بلکه به دلیل اندوه ناشی از تماشای هدررفت یک گنجینه است.
مهمترین نقطه تاریک این انیمه، کیفیت فاجعهبار پویانمایی آن است. استودیو A-Cat با بودجهای محدود، تحویلدهنده اثری است که کمتر از یک “انیمه” و بیشتر شبیه به یک “اسلایدشوی متحرک” (PowerPoint Presentation) است . سکانسهای اکشن که قلب یک اثر فانتزی ماجراجویانه هستند، با نماهای ثابت و حرکتهای خشک و مصنوعی، هیچ هیجانی ایجاد نمیکنند و انرژی صحنههای نبرد را به کلی نابود میکنند . در کنار آن، صحنههای روزمره و دیالوگها نیز فاقد “زندگی” هستند و شخصیتها مانند عروسکهایی بیروح حرکت میکنند . این ضعف فنی آنقدر عمیق است که حتی اگر مخاطب منبع اصلی را نخوانده باشد، حس میکند با محصولی ارزانقیمت و عجولانه روبرو است که به “بهترین آیزکای” وعدهدادهشده، شباهتی ندارد .
اگر ضعف انیمیشن را فاجعهبار بدانیم، نحوه روایت داستان آن را به تراژدی تبدیل میکند. ریتم شتابزده و حذف جزئیات عاطفی، بزرگترین گناه این انیمه است. منبع اصلی با تکیه بر لحظات آرام و شکلگیری تدریجی شخصیتها، مخاطب را با قهرمان داستان (آرتور لوین) همراه میکرد، اما انیمه این فرصت را نادیده میگیرد و کلافوار از نقطهای به نقطه دیگر میپرد . دیالوگهای کلیدی و بندهای عاطفی که رابطه آرتور را با خانواده جدیدش شکل میدهد، یا حذف میشوند یا چنان سطحی روایت میگردند که هیچ اثری بر قلب مخاطب نمیگذارند . در عوض، زمان زیادی صرف مونولوگهای درونی خستهکننده از زندگی قبلی پادشاه میشود که نه تنها به درک بهتر شخصیت کمک نمیکند، بلکه ریتم اثر را نیز کُندتر میسازد .
واکنش تیم سازنده به این شکست فنی نیز جالب توجه است. طرفداران که ناامید شده بودند، طوماری برای لغو پروژه امضا کردند . در مقابل، نویسنده اثر، “TurtleMe”، با خونسردی از مخاطبان خواست تا به جای درخواست لغو، از انیمه حمایت کنند تا “به چیزی که دوستش دارید تبدیل شود” . این در حالی است که خود او اعتراف کرد مشارکت چندانی در روند تولید انیمه نداشته و تمرکزش روی نسخه مکتوب است . اعلام ساخت فصل دوم نیز با همان تیم سازنده، نشان میدهد که استودیو به جای توجه به کیفیت، صرفاً به دنبال سواری بر موج محبوبیت مجموعه است .
در نهایت، “آغاز پس از پایان” به جای یک شروع حماسی، یک زنگ خطر برای اقتباسهای آینده و درسی برای طرفداران است. این انیمه ثابت میکمن که یک داستان خوب، به تنهایی نمیتواند یک انیمه خوب بسازد. اجرای فنی ضعیف و کارگردانی بیروح، میتواند حتی مستحکمترین روایتها را به تلی از خاکستر تبدیل کند. تماشای این انیمه صرفاً برای طرفداران پروپاقرصی که میخواهند شخصیتهای محبوب خود را در حال حرکت ببینند، قابل تحمل است؛ اما برای یک بیننده معمولی که به دنبال یک تجربه سینمایی باکیفیت است، “آغاز پس از پایان” نه یک آغاز، که یک پایان ناامیدکننده است. این اثر، سند محکمی بر این مدعاست که گاهی “بیاقتباسی” بهتر از “اقتباس بد” است .
دیدگاه های کاربران
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند