

انیمه Chainsaw Man یکی از متفاوتترین شوننهای چند سال اخیره که خیلی زود تونست بین انیمهبازها محبوب بشه. چیزی که این اثر رو خاص میکنه، فقط مبارزههای خشن و شیاطین عجیبش نیست؛ بیشتر به خاطر فضای سنگین، شخصیتهای عجیب و دنیای بیرحمیه که ساخته. اینجا خبری از اون قهرمانبازیهای همیشگی و انگیزههای کلیشهای نیست و داستان بیشتر روی آدمایی تمرکز داره که هرکدوم یه جورایی شکسته و آسیبدیدهان.
داستان دربارهی دنجیه؛ پسری فقیر که زندگیش عملاً توی بدبختی گذشته و برای زنده موندن با یه شیطان کوچیک به اسم پوچیتا کار میکنه. بعد از یه اتفاق، دنجی قدرت یه شیطان رو به دست میاره و وارد دنیای خطرناک شکارچیهای شیطان میشه. هرچی داستان جلوتر میره، فضای انیمه تاریکتر و عجیبتر میشه و کمکم میفهمی این دنیا خیلی بیرحمتر از چیزیه که اولش به نظر میاد.
یکی از بهترین بخشهای انیمه، خود دنجیه. برخلاف خیلی از شخصیتهای اصلی شونن، آرزوهاش خیلی سادهست و حتی بعضی وقتا احمقانه به نظر میرسه. نه دنبال قهرمان شدنه، نه میخواد دنیا رو نجات بده؛ فقط میخواد یه زندگی معمولی و راحت داشته باشه. همین سادگی باعث میشه حس واقعیتری داشته باشه و راحتتر بشه باهاش ارتباط گرفت.
از نظر فنی هم انیمه واقعاً سطح بالایی داره. انیمیشن مبارزهها فوقالعاده روانه و کارگردانی صحنهها بعضی وقتا حس یه فیلم سینمایی رو میده. طراحی شیاطین هم خیلی خاص و ترسناک کار شده و به فضای دیوونهوار داستان کمک زیادی کرده. موسیقی و صداگذاری هم دقیقاً همون حس استرس و خشونتی که داستان نیاز داره رو منتقل میکنن.
البته انیمه بیایراد هم نیست. بعضی قسمتها ریتم آرومی دارن و ناگهان وارد صحنههای خیلی خشن میشن که شاید برای بعضیا عجیب باشه. از اون طرف، فضای بیشازحد خشن و دیالوگهای عجیب شخصیتها ممکنه به دل همه نشینه. بعضیا هم معتقدن فصل اول هنوز اون عمق واقعی داستان رو کامل نشون نداده و بیشتر حکم مقدمه رو داره.
و در آخر باید بگم، «مرد ارهای» یه شونن معمولی نیست؛ یه انیمهی خشن، عجیب و غیرقابل پیشبینیه که بیشتر از هرچیز روی شخصیتهای آسیبدیده و دنیای تلخش تمرکز داره. شاید هرکسی نتونه با فضای خاصش کنار بیاد، ولی برای کسایی که دنبال یه اثر متفاوت و غیرکلیشهای هستن، میتونه یکی از بهترین تجربههای چند سال اخیر باشه.
امیدوارم این نقدر به شما کمک کرده باشه.
{R.GH}
دیدگاه های کاربران
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند