

مجموعه «بلیچ» (bleach) اثر تایتو کیتو بیشک از موفقترین انیمههای بعد از سال ۲۰۰۰ است ولی با داشتن 700 فصل مانگا و بیش از 300 قسمت انیمه ممکن است شروع کردن آن امری دور از دسترس به نظر بیاید؛ به خصوص وقتی که هیچ اطلاعی از ترتیب درست تماشای آن نداشته باشید.
داستان «بلیچ» با حضور ایچیگو کوروساکی آغاز میشود: یک نوجوان ژاپنی که در شهر کاراکورا زندگی میکند. ایچیگو از همه نظر شبیه به هم سن و سالان خودش است؛ به جز چند مورد کوچک: موهای (طبیعی) نارنجیرنگش، روحیهی سرکش و نافرمانش و توانایی او در دیدن ارواح.
یک روز ایچیگا با روکیا کوچیکی ملاقات میکند. روکیا یک نگهبان ارواح یا خدای مرگ (شینیگامی) است که ارواح گمگشتهی شرور (هولو) را شکار میکند. روکیا که در مبارزهاش آسیب دیده، قدرت معنویاش را که در قالب یک شمشیر است به ایچیگو میدهد تا در مدت بهبود یافتنش، هالوها را شکار کند.
فضای کلی داستان «بلیچ» در ابتدا تشابه انکارناپذیری به انیمه «یویوهاکوشو» (YuYu Hakusho) دارد؛ داستانی فانتزی با شخصیت اصلی پانک در محیط شهری، همراهی یک شینیگامی، اشرار اهریمنی و … . تا این که شخصیتهای اصلی به سرزمین روکیا، جامعهی ارواح، میروند. از این نقطه به بعد «بلیچ» با نمایش مبارزات مرگبار شینیگامیها برای محک زدن قدرتهای منحصر به فردشان، بیشتر به این دنیای معنوی ارواح میپردازد تا جهان زندگان.
دیدگاه های کاربران
اولین نفر باشید دیدگاهی ثبت میکند